تبليغاتX
اوجا
 
اوجا
ز مثل زندگی

برای اداره یک بیزنس کوچک هم باید مهارت های پایه مدیریت را بدانید. خیلی ها فکر می کنند که رهبری درمقابل مدیریت مهمتر است. اما در واقعیت، باید بتوانید هم رهبری کنید و هم مدیریت.

اما مدیر خوب به چع کسی گفته می شود؟ مهارت ها و سبک های مدیریتی مشخصی هست که باید روی آنها متمرکز شوید. مخصوصاً برای دارنده های بیزنس های خُرد. اگر شما هم شرکت یا کارخانه کوچکی را اداره می کنید، باید بدانید که این مهارت های مدیریتی چه هستند و سعی کنید که از آنها در رفتار و منش خود استفاده کنید. اما چرا؟ چون بعضی از مهارت ها موفق تر از بقیه هستند و باعث می شود بتوانید کارمندانتان را خیلی خوب به کار گیرید.

مهارت های مدیریتی مثل برنامه ریزی، تصمیم گیری، حل مشکل، کنترل و هدایت، و سنجش و گزارش برای فعالیت های روزانه شما ضروری هستند.

مدیران موفق بااستفاده از برنامه کاری خود فعالیت های کار خود را هدایت می کنند. ارتباطات، محک زنی، پیگیری و سنجش تاکتیک ها و استراتژی هایی هستند که مدیران موفق برای بررسی جهت خود، تنظیم برنامه (درصورت نیاز) و جلوراندن کار استفاده می کنند. مدیران موفق برای گرفتن نتیجه مطلوب خود وارد عمل می شوند و افراد و منابع را برای رسیدن به آنجایی که در سر دارند، مدیریت می کنند.

برای اینکه بدانیم یک مدیر خوب چه کسی است باید بدانیم که چه چیز به کارمندان انگیزه می دهد. چطور باید یک محیط و فرهنگ خوب ایجاد کنید که کارمندان را ترغیب و تشویق به مشارکت کند؟ چطور باید بازده کاری کارمندان و درعین حال رضایت خاطر آنها را بالا برد؟ چطور می توانید بهترین استعدادها را استخدام کرده و آنها را حفظ کنید؟چطور به کارمندان خود آموزش می دهیم مشکلات را حل کنند، تصمیم گیری کنند، و دیگران را به کار بگیرند؟ اینها فقط تعدادی از مشکلات و مسئولیت های مدیریت است.

شما بعنوان یک مدیر باید با سبک های متداول مدیریت (استبدادی، ارباب مآبانه، دمکراتیک، و منفعل) آشنا شوید. و باید سبک مدیریتی خود را تشخیص داده و بدانید آن سبک مدیریتی چطور بر نتیجه کار تاثیر می گذارد.

4 سبک متداول مدیریت

1. استبدادی: همه تصمیمات بر عهده مدیر است. این سبک مدیریت "فرمان و کنترل" (نظامی گری) است. تمرکز روی کار است. هیچ مسئله شخصی نباید وارد کار شود. مزیت این سبک مدیریتی این است کهتصمیمات سریع اتخاذ می شوند. عیب آن این است که این سبک مدیریت برای کارمندان سخت و استرس زا است.

2. ارباب مآبانه: همه تصمیمات (یا اکثر آنها) بر عهده مدیر است اما در تصمیم گیری تمرکز روی منفعت کارمندان است. مزیت این سبک مدیریتی این است که کارمندان حس می کنند که آن بیزنس از آنها حمایت و حفاظت می کند. عیب آن این است که کارمندان به فکر بیزنس نیستند و زیاد درگیر کار نمی شوند.

3. دمکراتیک: مدیر از همه تیم نظر می خواهد و اکثریت هستند که حکومت می کنند. معمولاً تصمیمات خوبی گرفته می شود و کارمندان خود را در کار شریک می دانند اما روند کار کند است و همیشه همه راضی نیستند.

4. منفعل: مدیر مسئولیت را به کارمندن واگذار می کند. مزیت آن این است که کارمندان معمولاً چیشرفت می کنند و چیزای زیادی یاد می گیرند. عیب آن این است که جهت کار پراکنده است  و ممکن است اشتباهات زیادی رخ دهد  چون هیچ مدیر مشخصی وجود ندارد.

مدیران معمولاً برحسب موقعیت از بیشتر از یک سبک مدیریتی استفاده می کنند. اگر ایده پردازی درمورد یک محصول جدید کار امروز است، مدیر احتمالاً از سبک دمکراتیک یا منفعل استفاده می کند. اگر قرار است درمورد اخراج یا نگه داشتن یکی از کارمندان تنبل تصمیمی گرفته شود، مدیر ممکن است از سبک استبدادی یا ارباب مآبانه استفاده کند.

در اکثر بیزنس های کوچک، معمولاً خود مالک بیزنس مدیر است. شما هم در کار خود باید اول درمورد سبک های مختلف مدیریتی اطلاعات داشته باشید و کیفیات هرکدام را بدانید و بعد در موقاع مناسب از سبک های مختلف استفاده کنید.



چهارشنبه 1388/10/16 :: 12:52 ::  نويسنده : فائزه

افکار از چنان قدرتی برخوردارند که می‌توانند سازنده یا ویرانگر باشند، بنابر‌این باید به خود و فرزندانمان بیاموزیم که افکارمان را هوشمندانه کنترل کنیم تا در زندگی به موفقیت‌ها و کامیابی‌های بزرگی دست یابیم:

۱- نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم و خود را خوب، توانا و با ارزش بدانیم.

۲- لیستی از صفات مثبت خود تهیه کنیم و راه‌های تقویت آنها را بیابیم و تجربه کنیم.

۳- لیستی از افکار منفی خود در طی روز تهیه و سعی کنیم برای هر فکر منفی یک فکر مثبت معادل بیابیم تا به کمک آن بتوانیم با افکار منفی مقابله کنیم.

۴- سعی کنیم در گفتار و برخوردهای روزانه از کلمات و جملات مثبت استفاده کنیم، مثلاً در ملاقات با دیگران بجای استفاده از کلمه «خسته نباشید» که دارای بار منفی و القای حس خستگی است، بگوییم «خدا قوت»، «شاد باشید» و یا «پر انرژی باشید»

۵- افکار خود را متوجه خوبی‌ها و جنبه‌های مثبت زندگی کنیم تا به مرور مثبت‌نگر شویم.

۶- با خوش‌بینی سعی کنیم، دستوراتی به ذهن خود بدهیم که اندیشه‌های جدید مثبت شکل گیرند.

۷- هر روز صبح که از خواب بر می‌خیزیم با نگاه کردن به منظره ی یک تابلوی نقاشی زیبا و یا اسما‌ء‌الله روز خود را با نشاط و خوش‌بینی آغاز کنیم.

۸- از افراد منفی‌نگر یا موقعیت‌هایی که باعث ایجاد افکار ناخوشایند و منفی می‌شوند دوری و یا سعی کنیم کمتر با آنها برخورد داشته باشیم.

۹- به مشکلات به عنوان محکی برای ارزیابی توانایی‌های خود نگاه کنیم و هرگز نتیجه ی بدی را پیش‌بینی نکنیم، زیرا مشکلات فقط به اندازه‌ای مهم هستند که ما آنها را مهم می‌پنداریم.

۱۰- به لحظات و خاطرات زیبا و دوست داشتنی گذشته ی خود فکرکرده و سعی کنیم آنها را تکرار نماییم.

۱۱- از تردید و دودلی دوری کرده و کارها را با جدیّت دنبال کنیم.

۱۲- به ندای منفی درونی خود و تلقین‌های مخرب و نگران کننده‌ی دیگران بی‌توجه باشیم و سعی کنیم عکس آنها را انجام دهیم.

۱۳- به قدرت بی‌کران خداوند ایمان داشته باشیم و با خود تکرار کنیم که من لیاقت بهترین‌ها را دارم و با لطف خدای بزرگ به آنها خواهم رسید.

۱۴- از میان اهداف خود هدفی را انتخاب کنیم که امید بیشتری به موفقیت آن داریم و در تلاش برای تحقق آن، به فکر تأیید یا تکذیب دیگران نباشیم.

۱۵- در توصیف احوال و زندگی خود از کلمات مثبت استفاده کنیم.

۱۶- در تعریف از افراد خانواده یا دوستان از کلمات مثبت و روحیه بخش استفاده کنیم (فلانی شخص بسیار شریف و بزرگواری است.)

۱۷- از چشم و هم‌چشمی و حسادت که باعث ایجاد افکار منفی می‌شود دوری و سعی کنیم روش زندگی خود را خودمان انتخاب کنیم.

۱۸- هرگز شعار خواستن، توانستن است را فراموش نکنیم و بدانیم که در سایه ی سعی و تلاش به آنچه بخواهیم می‌رسیم.

۱۹- قدر لحظات زندگی را بدانیم و از آنها به ‌خوبی استفاده کنیم، زیرا هرگز تکرار نخواهد شد.

۲۰- برای تغییر اوضاع و شرایط نامساعد اقدام کنیم و مطمئن باشیم که می‌توانیم آنها را از بین ببریم.

۲۱- از خود انتظار بیش از حد نداشته باشیم و خود را همه فن حریف ندانیم، به عبارت دیگر از کمال گرایی مطلق که باعث اضطراب و احساس عجز و ناتوانی می‌شود خودداری کنیم.

۲۲- خود را از قید و بندهای آزاردهنده رها ساخته و ساده زندگی کنیم تا فکر و خیال آسوده‌ای داشته باشیم.

۲۳- از انزوا و گوشه‌گیری که باعث ایجاد افکار منفی می‌شود دوری کرده و اوقات خود را در جمع خانواده، فامیل و دوستان سپری کنیم.

۲۴- هر وقت احساس کردیم که افکار منفی سراغمان آمده است، وضعیت خود را تغییر دهیم و به کاری سرگرم شویم.

۲۵- ممکن است هنگام خواب در رختخواب افکار منفی به سراغمان بیاید، تا خسته نشده‌ایم به رختخواب نرویم.

۲۶- هرگز به هیچ وجه خود را بدبخت، ناتوان و درمانده احساس نکنیم.

۲۷- اعتماد به نفس خود را در هر شرایطی حفظ کنیم و هرگز به دیگران اجازه ندهیم که آن را متزلزل کنند. باید متوجه باشیم که اعتماد به نفس کلید خلق تفکر مثبت است.

۲۸- خندیدن را فراموش نکنیم. خندیدن باعث می‌شود تا افکار ناراحت کننده و منفی‌ جای خود را به افکار مثبت و شاد بدهن

اجرای راهکارهای تقویت مثبت هیچ هزینه‌ای ندارند و به سن و سال افراد نیز مربوط نمی‌شوند.

فقط باید این شعار را فراموش نکنیم:

اگر افکارمان را کنترل کنیم، زندگی‌مان متحول می‌شود


منبع: charismaco.com



یکشنبه 1388/10/13 :: 14:11 ::  نويسنده : مبین
گروهی از قورباغه ها از بیشه ای عبور میکردند. دو قورباغه از بین آنها درون گودال عمیقی افتادند. وقتی دیگر قورباغه ها دیدند که گودال چقدر عمیق است، به دو قورباغه گفتند آنها دیگر می میرند. دو قورباغه نصایح آنها را نادیده گرفتند و سعی کردند با تمام توانشان از گودال بیرون بپرند. سرانجام یکی از آنها به آنچه دیگر قورباغه ها می گفتند، اعتنا کرد و دست از تلاش برداشت. به زمین افتاد و مُرد. قورباغه دیگر به تلاش ادامه داد تا جایی که توان داشت.

بار دیگر قورباغه ها سرش فریاد کشیدند که دست از رنج کشیدن بردارد و بمیرد. او سخت تر شروع به پریدن کرد و سرانجام بیرون آمد. وقتی او از آنجا خارج شد قورباغه های دیگر به او گفتند: آیا صدای ما را نشنیدی؟ قورباغه به آنها توضیح داد که او ناشنوا است. او فکر می کرد که قورباغه ها، تمام مدت او را تشویق میکردند.

این داستان دو درس به ما می آموزد:
1- قدرت زندگی و مرگ در زبان است. یک واژه دلگرم کننده به کسی که غمگین است میتواند باعث پیشرفت او شود و کمک کند در طول روز سرزنده باشند.

2- یک واژه مخرب به کسی که غمگین است میتواند موجب مرگ او شود.

پس مراقب آنچه میگویی باش.



شنبه 1388/10/12 :: 2:2 ::  نويسنده : دانیال

راز دوستی در تفاوت قائل شدن میان دوستان است . صداقت را به چاپلوسی و صمیمیت را به لبخندهای تصنعی ترجیح بده.




راز دوستی آن است که برای یافتن دوستان صمیمی باید اول خودت یک دوست باشی.




راز دوستی در توقع نداشتن از دیگری است نسبت به دیگران آزاده رفتار کن




راز دوستی در قسمت کردن شادی ها با دیگران است.




راز دوستی در این است که بیشتر گوش کنی تا دیگران را وادار به شنیدن کنی.




راز دوستی در این است که در خوشبختی دیگران نه فقط با حرف بلکه با عمل سهیم باشی.




راز دوستی در دوست داشتن بی قید و شرط دیگران است




راز دوستی در این است که دوستانت را تحسین کنی بی آنکه بدانند چه احساسی نسبت به آنها دارید.




راز دوستی در این است که دوستانت را همان طور که هستند بپذیری و سعی نکنی آنها را به دلخواه خودت باز آفرینی کنی.




راز دوستی ار این است که حالات خوب و بد خود را به دیگران تحمیل نکنی, اما به آنها فرصت دهی که احساس خود را بیان کنند.




راز دوستی در این است که نیاز های دیگران را مقدم بر نیاز های خودت بدانی




راز دوستی در این است که هرگز اشتیاق دوستانت را نسبت به مسائل مختلف تحقیر نکنی




راز دوستی در محترم شمردن است. به حقوق و دیدگاه های دوستت احترام بگذار




راز دوستی در این است که تغییر حالات خود را با خوشرویی و حسن نیت بپذیری




راز دوستی در این است که محبت را نه تنها با کلام بلکه با نگاه و لحن صدا نیز ابراز کنی.



راز دوستی در این است که دوستان را در آرزوها و اهدافت سهیم کنی, نه این که فقط با آنها وقت بگذرانی




راز دوستی در این است که هنگام صحبت با دوستان حواست کاملا جمع آنها باشد.




راز دوستی در این است که همواره افکار مثبت در سر داشته باشی. خصوصا هنگام بروز سوء تفاهمات.



راز دوستی در این است که هرگز دوستانت را قضاوت نکنی بلکه همواره نکات مثبت آنها را ببینی.





راز دوستی در این است که دائما دیگران را سرزنش نکنی بلکه مزایای مثبت کار درست را صادقانه بیان کنی.




راز دوستی در این است که از سعادت دوستان شاد باشی و هرگز وضعیت خود را با بدبینی با وضعیت آنها مقایسه نکنی.



راز دوستی در این است که در غم و ناراحتی دوستانت شریک باشی و به آنها دلگرمی بدهی

نه این که به آنها دلگرمی بدهی نه این که با ابراز احساسات نادروست ناراحتی شان را تشدید کنی.




راز دوستی در این است که حامی حقوق دوستت باشی حتی اگر ناچار شوی به اشتباه خود اعتراف کنی.




راز دوستی در معتمد بودن است. روی حرفت بایست به قولت عمل کن و به تعهدت پایبند باش.




راز دوستی در این است که در معاشرت با جمع رشد کنی و آگاهی ات را افزایش دهی



راز دوستی در این است که روابط خود با دوستانت را به روابطی استثنایی تبدیل کنی.




راز دوستی در صدر قرار دادن عشق خداوند است




راز دوستی در این است که با موهبت دوستی عشق به خداوند را در خودت ایجاد کنی.




راز دوستی در این است که به تنش های موجود در رابطه ات بها ندهی و دست به کاری بزنی که موجب تقویت دوستی شود.




راز دوستی در صمیمیت است. برای دوستانت یک دوست واقعی باش حتی زمانی که با تو بد می کنند



جمعه 1388/10/11 :: 10:56 ::  نويسنده : مبین
مرد جوانی از سقراط رمز موفقیت را پرسید که چیست.
سقراط به مرد جوان گفت که صبح روز بعد به نزدیکی رودخانه بیاید. هر دو حاضر شدند.
سقراط از مرد جوان خواست که همراه او وارد رودخانه شود. وقتی وارد رودخانه شدند و آب به زیر گردنشان رسید سقراط با زیر آب بردن سر مرد جوان، او را شگفت زده کرد.

مرد تلاش می کرد تا خود را رها کند اما سقراط قوی تر بود و او را تا زمانی که رنگ صورتش کبود شد محکم نگاه داشت.
سقراط سر مرد جوان را از آب خارج کرد و اولین کاری که مرد جوان انجام داد کشیدن یک نفس عمیق بود.
سقراط از او پرسید، " در آن وضعیت تنها چیزی که می خواستی چه بود؟" پسر جواب داد: "هوا"
سقراط گفت:
" این راز موفقیت است! اگر همانطور که هوا را می خواستی در جستجوی موفقیت هم باشی بدستش خواهی آورد" رمز دیگری وجود ندارد.


سه شنبه 1388/10/08 :: 21:34 ::  نويسنده : دانیال


جمعه 1388/10/04 :: 16:36 ::  نويسنده : مبین
ببری درنده وارد دهکده شیوانا شده بود و به دام‌های یک مزرعه‌دار حمله کرده بود. اهالی دهکده به همراه شاگردان شیوانا ببر را محاصره کردند و او را در گوشه انبار مزرعه‌دار به دام انداختند. ببر وقتی به دام افتاده بود قیافه‌ای مظلوم به خود گرفته بود و خود را گوشه‌ای جمع کرده و حالت تسلیم به خود گرفته بود. قرار شد تور بزرگی روی سر ببر بیندازند و او را اسیر کرده و به عمق جنگل برده و آنجا رها کنند تا دیگر به دهکده برنگردد. در حین انجام این کار مرد میانسالی نزدیک شیوانا آمد و به او گفت: "پسری جوان از روستایی دوردست به این‌جا آمده و مدتی نزد من کار کرده و به دخترم دل بسته و از او خواستگاری کرده است و البته گفته که مجبور است دخترم را با خودش به روستای خودش ببرد. در مدتی که او نزد ما کار می‌کرد چیز بدی از او ندیدیم و پسری خوب و سربه‌زیر به نظر می‌رسد. می‌خواستم بدانم با توجه به اینکه شناختی از گذشته او و خانواده‌اش نداریم آیا می‌توانم دل به دریا بزنم و با این ازدواج موافقت کنم و اجازه دهم دخترم را با خودش ببرد؟"
شیوانا با لبخند به ببر اشاره کرد و گفت: "این ببر را ببین که چقدر خودش را مظلوم نشان می‌دهد. او از جنگل یعنی از خانه خود دور افتاده و به همین خاطر چون در جایی جدا از وطنش است احساس ترس و بی‌پناهی تمام وجودش را فراگرفته و در نتیجه رفتاری متفاوت با تمام زندگی‌اش را از خود نشان می‌دهد. همین فردا که این ببر را به جنگل ببرند باید به محض آزاد کردنش از او بگریزند چون وقتی پایش به جنگل برسد دوباره بوی آشنای بیشه او را شجاع می‌کند و به خلق و خوی وحشی و قدیمی خودش برمی‌گردد. به جای اینکه ساده‌ترین راه را انتخاب کنی یعنی بیگدار به آب بزنی و آینده زندگی دخترت را به شانس واگذار کنی. به همراه دخترت و این پسر سری به روستای آنها بزن و مدتی آنجا بمان و رفتار پسر را با اطرافیان و خودتان زیر نظر بگیر. اگر مثل این ببر باشد که بهتر است زندگی دخترت را تباه نکنی. اما اگر همچنان پاک و سربه‌زیر و درستکار بود و دخترت هم قبول کرد پس دیگر دلیلی برای مخالفت وجود ندارد.
آن مرد پذیرفت و از شیوانا دور شد. دو ماه بعد شیوانا آن مرد را در بازار دید. احوال او را جویا شد. مرد لبخندی زد و پرسید: "قضیه آن ببر چه شد؟" شیوانا پاسخ داد: "همان‌طوری که حدس زدیم پای ببر که به جنگل رسید شروع به وحشیگری کرد و به چند نفر آسیب رساند و بعد هم گریخت. خواستگار دختر شما چگونه بود؟"
مرد میانسال لبخند تلخی زد و گفت: "درست مثل ببر شما رفتار کرد. خوب شد به توصیه شما عمل کردیم و قبل از اینکه ناسنجیده تصمیم بگیریم، همراه خودش سری به جنگلش زدیم!"

قصه هاي شيوانا مجله موفقيت شماره 180



سه شنبه 1388/10/01 :: 10:22 ::  نويسنده : فائزه

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت.در بین کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت٬آنها در رابطه با موضوعات و مطالب مختلف صحبت می کردند.وقتی به موضوع ((خدا)) رسیدند٬آرایشگر گفت:من باور نمیکنم خدا هم وجود داشته باشد.مشتری پرسید:چرا باور نمیکنی؟آرایشگر جواب دادژ:کافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد.به من بگو اگر خدا وجود داشت این همه مریض میشدند؟بچه های بی سرپرست پیدا می شدند؟اگر خدا وجود میداشت نباید درد و رنجی وجود می داشت.نمیتوانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه میداد این همه درد و رنج وجود داشته باشد.......

مشتری لحظه ای فکر کرد اما جوابی نداد.چون نمی خواست جر و بحث کند.
آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون آمد.به محض اینکه از مغازه بیرون رفت مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده ضاهرش کثیف و به هم ریخته بود.
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت:میدانی چیست!به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.
آرایشگر گفت:چرا چنین حرفی میزنی؟من اینجا هستم. من آرایشگرم همین الان موهای تو را کوتاه کردم.
مشتری با اعتراض گفت:نه.آرایشگر ها وجود ندارند.چون اگر وجود داشتند.هیچکس مثل مردی که بیرون است با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.
آرایشگر: نه بابا! آرایشگرها وجود دارند.موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.
مشتری تایید کرد:دقیقا نکته همین است. خدا هم وجود دارد!!! فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمیگردند.و یا فقط وقت نیاز مراجعه میکنند .برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.



دوشنبه 1388/09/30 :: 15:36 ::  نويسنده : دانیال

پوستم مهتابي‌ست

چشمهايم آبي‌ست

پدرم دلاك است

سر طاسي دارد

لُنگ مي‌اندازد
....
 
روزی او

شامپو مصرف كرد

كله‌اش هي كف كرد

و سپس مويش ريخت

و چه اندازه سرش براق است!


حرفه‌ام دلاكي‌ست

هدف من پاكي‌ست

مي‌نشيند لب سكو آرام

يك نفر با احساس

و تصور كرده، خوش پر و پاست!

كودكي را ديدم

مي‌دود در پي صابون و لگن


اي نهان در پسِ دَر

خشك آوردم، خشك!

مشتري‌هاي عزيز

لگن خاصره‌تان سالم باد!

رخت ها را نكنيد

آب‌ بند آمد


یکشنبه 1388/09/29 :: 18:35 ::  نويسنده : مبین

تست اعتياد به اينترنت IATا

از معتبرترين تست‌هاي مربوط به سنجش اعتياد اينترنتي است.


 
به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري ...(اسمش رو شرمم میاد بگم)، نويسنده وبلاگ "فناوري‌هاي نوين " مطلبي را با عنوان "تست اعتياد به اينترنت " در جديد‌ترين پست وبلاگ خود منتشر كرده است. 

برپايه اين گزارش در بخشي از اين مطلب آمده است:

 

تست اعتياد به اينترنت (IAT) يكي از معتبرترين تست‌هاي مربوط به سنجش اعتياد اينترنتي است.

در تست IAT هر چه نمره شما بيشتر باشد؛ اعتياد شما به اينترنت شديدتر است. نمرات هم به ترتيب از يك تا پنج هستند. در پايان؛ بايد مجموع نمراتي را كه به 20 پرسش زير مي‌دهيد جمع بزنيد.
 

1. چقدر بيشتر از آنچه قصد داريد؛ در اينترنت مي‌مانيد؟

1. به ندرت 2. گاه‌گاهي 3. غالبا 4. بكرات 5. هميشه - شامل حال‌من نمي‌شود

 

2. چقدر به‌خاطر آنلاين ماندن؛ اعضاي خانواده را ناديده‌ گرفته‌ايد؟

1. به ندرت 2. گاه‌گاهي 3. غالبا 4. بكرات 5. هميشه - شامل حال‌من نمي‌شود

  

3. چقدر اينترنت را به بودن با همسرتان ترجيح مي‌دهيد؟

1. به ندرت 2. گاه‌گاهي 3. غالبا 4. بكرات 5. هميشه - شامل حال‌من نمي‌شود

  

4. چقدر از طريق اينترنت با كاربران ديگر رابطه ايجاد ‌مي‌كنيد؟

1. به ندرت 2. گاه‌گاهي 3. غالبا 4. بكرات 5. هميشه - شامل حال‌من نمي‌شود
 
 

5. چقدر ديگران از شما به خاطر ميزان آنلاين بودن‌تان شاكي هستند؟

1. به ندرت 2. گاه‌گاهي 3. غالبا 4. بكرات 5. هميشه - شامل حال‌من نمي‌شود 

 

6. چقدر به‌خاطر اينترنت؛ نمرات و كارهايتان در مدرسه افت كرده است؟

1. به ندرت 2. گاه‌گاهي 3. غالبا 4. بكرات 5. هميشه - شامل حال‌من نمي‌شود
 

7. چقدر ايميل‌هايتان را پيش از كارهاي ضروري ديگرتان چك مي‌كنيد؟

1. به ندرت 2. گاه‌گاهي 3. غالبا 4. بكرات 5. هميشه - شامل حال‌من نمي‌شود

 

8. چقدر عملكرد كاري و بهره‌وري شما به خاطر اينترنت آسيب ديده است؟

1. به ندرت 2. گاه‌گاهي 3. غالبا 4. بكرات 5. هميشه - شامل حال‌من نمي‌شود
 

9. وقتي از شما مي‌پرسند كه چه‌كارهايي آنلاين انجام مي‌دهيد؛ چقدر در موضع تدافعي يا پنهانكاري قرار ‌مي‌گيريد؟

1. به ندرت 2. گاه‌گاهي 3. غالبا 4. بكرات 5. هميشه - شامل حال‌من نمي‌شود
 

10. چقدر افكار آزار دهنده در زندگي را با افكار آرام‌بخش در اينترنت خنثي مي‌كنيد؟

1. به ندرت 2. گاه‌گاهي 3. غالبا 4. بكرات 5. هميشه - شامل حال‌من نمي‌شود

  

11. چقدر وقتي در اينترنت هستيد؛ احساس مي‌كنيد توان پيش‌بيني امور را داريد؟

1. به ندرت 2. گاه‌گاهي 3. غالبا 4. بكرات 5. هميشه - شامل حال‌من نمي‌شود 

 

12. چقدر فكر مي‌كنيد كه زندگي بدون اينترنت، چيزي كسالت بار؛ تهي و بي‌لذت است؟

1. به ندرت 2. گاه‌گاهي 3. غالبا 4. بكرات 5. هميشه - شامل حال‌من نمي‌شود 

 

13. چقدر وقتي كسي هنگام آنلاين بودن مزاحم شما مي‌شود؛ غر مي‌زنيد؛

فرياد مي‌زنيد يا عصباني مي‌شويد؟

1. به ندرت 2. گاه‌گاهي 3. غالبا 4. بكرات 5. هميشه - شامل حال‌من نمي‌شود 

 

14. چقدر به خاطر قطع نكردن اينترنت؛ دچار بيخوابي هستيد؟

1. به ندرت 2. گاه‌گاهي 3. غالبا 4. بكرات 5. هميشه - شامل حال‌من نمي‌شود
 

 

15. چقدر فكر مي‌كنيد كه در حالت آفلاين حواس پرتي داريد؛ ولي در حالت آنلاين بهتر هستيد؟

1. به ندرت 2. گاه‌گاهي 3. غالبا 4. بكرات 5. هميشه - شامل حال‌من نمي‌شود

  

16. چقدر وقتي آنلاين هستيد اين جمله را به كار مي‌بريد: فقط چند دقيقه مونده؛ الان ميام

1. به ندرت 2. گاه‌گاهي 3. غالبا 4. بكرات 5. هميشه - شامل حال‌من نمي‌شود
 

 

17. چقدر سعي كرده‌ايد از ميزان آنلاين بودن خود بكاهيد و موفق نشده‌ايد؟

1. به ندرت 2. گاه‌گاهي 3. غالبا 4. بكرات 5. هميشه - شامل حال‌من نمي‌شود

 

18. چقدر سعي داريد ميزان آنلاين بودنتان را از ديگران مخفي كنيد؟

1. به ندرت 2. گاه‌گاهي 3. غالبا 4. بكرات 5. هميشه - شامل حال‌من نمي‌شود 

 

19. چقدر ميزان آنلاين بودن را به بيرون رفتن با ديگران؛ ترجيح مي‌دهيد؟

1. به ندرت 2. گاه‌گاهي 3. غالبا 4. بكرات 5. هميشه - شامل حال‌من نمي‌شود 

 

20. چقدر وقتي آفلاين هستيد؛ احساس افسردگي و عصبيت داريد كه با آنلاين شدن از بين مي‌رود؟

1. به ندرت 2. گاه‌گاهي 3. غالبا 4. بكرات 5. هميشه - شامل حال‌من نمي‌شود
 
 

جمع نمرات بين 20 تا 49 = كاربر معمولي هستيد

جمع نمرات بين 50 تا 79 = داريد دچار مشكل اعتياد اينترنتي مي‌شويد؛

مراقب باشيد

جمع نمرات بين 80 تا 100 = شما به اكثر پرسش‌ها نمرات 4 يا 5 داده‌ايد. شما دچار اعتياد اينترنتي هستيد و بايد مشكل‌تان را در اسرع وقت حل كنيد.


شنبه 1388/09/28 :: 11:24 ::  نويسنده : مبین
نیم نگاه

با تفکری مثبت و با خلق شادی در زندگی به آینده می نگریم


                    
 
 
 
Pay

model payment via Merchant WebMoney Transfer

pay 1 WMZ...

Success

Payment was made

Fail

Payment failed